سریال «آنا پیجن» (Anna Pigeon) یک درام جنایی خوشمنظره با محوریت رنجری سرسخت است که میان پروندههای محلی و زخمی حلنشده از گذشته حرکت میکند. این اقتباس تلویزیونی با تکیه بر بازی تریسی اسپیداکوس (Tracy Spiridakos)، طبیعت تماشایی و ساختار اپیزودیک، سرگرمی روانی فراهم میکند؛ هرچند معماهای ساده و شخصیتپردازی نابرابر مانع تبدیلشدن آن به اثری ممتاز شدهاند.
به نقل از فرامدیا ، داستان سریال از مجموعه رمانهای پرفروش نوادا بار الهام گرفته شده است. آنا، مدیر صحنه سابق تئاتر در نیویورک، پس از کشتهشدن همسرش زندگی پیشین خود را رها میکند و بهعنوان رنجر در پارک ملی گلیشر مشغول به کار میشود. او امیدوار است در دل طبیعت با سوگ خود کنار بیاید، اما وقوع قتل، آدمربایی و سرقت مسلحانه، آرامشی را که در جستوجویش بوده از او میگیرد.
قهرمانی آسیبدیده در دل طبیعت
آنا سابقه رسمی در نیروی پلیس ندارد، بااینحال غریزه، شهامت و توجهش به جزییات باعث میشود در مرکز تحقیقات جنایی قرار بگیرد. او شخصیتی بینقص یا همیشه منطقی نیست؛ زیاد مینوشد، تصمیمهای خطرناک میگیرد و هنوز با کابوس قتل همسرش درگیر است. همین ناهماهنگیها، تصویری انسانیتر از یک قهرمان زن میسازند.
مهمترین امتیاز مجموعه، بازی تریسی اسپیداکوس است. تجربه حضور او در سریال «شیکاگو پیدی» (Chicago P.D.) به نمایش بخش سخت و ماجراجوی آنا کمک کرده است. اسپیداکوس حتی زمانی که فیلمنامه توضیح کافی برای رفتارهای شخصیت اصلی ندارد، با زبان بدن، نگاههای دقیق و طنزی کنترلشده، توجه بیننده را حفظ میکند. به همین دلیل، بازی تریسی اسپیداکوس در «آنا پیجن» اصلیترین دلیل برای دنبالکردن مجموعه محسوب میشود.
چشماندازهای درخشان، معماهای کمرمق
طبیعت در این سریال صرفا پسزمینه نیست. کوهها، جنگلها، نور طلایی و جانوران وحشی، هویتی بصری برای قصه ایجاد میکنند. اگرچه تصاویر در آلبرتای کانادا ضبط شدهاند، فضای داستان قرار است پارک ملی گلیشر در مونتانا را بازآفرینی کند. گاهی محیط نیز مستقیما وارد روند کشف جرم میشود؛ برای نمونه، دوربین اینترنتی تماشای عقابها به سرنخی برای حل یک پرونده تبدیل میشود.
در مقابل، بخش جنایی همیشه بهاندازه تصاویر طبیعت جذاب نیست. سرنخها اغلب بهشکلی آسان پیش روی آنا قرار میگیرند، مجرمان خطاهای آشکاری انجام میدهند و برخی اعترافها بیش از حد سریع اتفاق میافتند. در نتیجه، مخاطبی که به معماهای چندلایه علاقه دارد، احتمالا پیش از قهرمان داستان به پاسخ میرسد. خط روایی قتل همسر آنا نیز ظرفیت ایجاد تعلیق دارد، اما پنهانکردن حسابشده اطلاعات گاهی آن را طولانیتر از حد لازم جلوه میدهد.
شخصیتهای فرعی نیز کیفیت یکسانی ندارند. زویی بیر چایلد با بازی پاولینا الکسیس (Paulina Alexis)، رنجری جوان و پرانرژی است که رابطهاش با آنا گرما و طنز بیشتری به مجموعه میبخشد. در مقابل، مالی، خواهر روانپزشک آنا، بیشتر از طریق تماسهای تلفنی در قصه حضور دارد و بعضی شخصیتهای منفی نیز بدون پیچیدگی نوشته شدهاند.
آیا «آنا پیجن» ارزش تماشا دارد؟
نقد و بررسی سریال جنایی «آنا پیجن» نشان میدهد این مجموعه بیش از آنکه یک معمای جنایی سنگین باشد، سرگرمی هفتگی سبک و خوشساختی است که بر قهرمان اصلی و محیط طبیعی خود تکیه دارد. ریتم مناسب، قابهای چشمنواز و اجرای قابلاعتماد اسپیداکوس، نقاط قوت آن هستند؛ اما پروندههای پیشبینیپذیر و فرصتهای ازدسترفته در گسترش روابط، سطح اثر را پایین نگه میدارند.
در مجموع، «آنا پیجن» برای علاقهمندان درامهای جنایی آرام، ماجراجویی در طبیعت و شخصیتهای زن سرسخت انتخاب مناسبی است. بهتر است برای تماشای منظرهها و همراهی با آنا سراغ آن بروید، نه برای روبهروشدن با معماهایی ماندگار و پیچیده.
منبع: مجله سرگرمی فرامدیا
نظرات کاربران