نرگس کیانی: برای یافتن نخستین نشانههای افزایش قیمت بلیت تئاتر در خلاء همیشگی و همچنان ادامهدارِ یک نظامنامه صنفی، میتوان تا زمستان ۱۳۸۸ عقب رفت. زمانی که اجرای دو نمایش «مکاشفه در باب یک مهمانی خاموش» اثر زندهیاد رضا حداد و «به خاطر یک مشت روبل» کاری از حسن معجونی با بلیتهای ۱۵ و ۸ هزار تومانی، بحث روزِ منتقدان، اهالی تئاتر و مخاطبانشان بود. زندهیاد حداد که آن زمان از «منتقدان فروش کالای فرهنگی با قیمت ارزان» به شمار میآمد در یکی از گفتوگوهایش ابراز امیدواری کرده بود که «بلیتِ سالن اصلی تئاتر شهر نیز از ۱۰ هزار تومان به قیمتی بالاتر برسد.»
در این میان کارگردانی که نامش با «شکستن متوسط قیمت بلیت تئاتر» گره خورد، همایون غنیزاده بود. او بهار ۱۳۸۹ نمایش «کالیگولا» را با همراهی بازیگرانی چون صابر ابر، رامبد جوان و هنگامه قاضیانی با بلیت ۲۰ هزار تومانی به ایرانشهر برد. غنیزاده آن زمان در گفتوگو با رامتین شهبازی در پاسخ به این سوال که «فکر نمیکنید ۲۰ هزار تومان برای یک نفر خیلی زیاد باشد؟» گفت: «افراد دیگری باید پاسخگوی توان خرید مردم باشند.» و در جواب این که: «به طور حتم، یک نفر از طبقه متوسط، توان دیدن نمایش شما را ندارد.» پرسید: «آیا من مسئول توان خرید طبقه متوسط هستم؟!» زمستان آن سال، مجید جوزانی، مدیرعامل وقت خانه هنرمندان ایران و تماشاخانه ایرانشهر در نشستی خبری اعلام کرد «کالیگولا» در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۳۸۹ با ۲۲۵ تماشاگر و فروش ۴۱ میلیون و ۸۰۰ هزار ریال، «پرفروشترین اثر نمایشی در یک شب اجرا» لقب گرفته است.

شکاننده سقف قیمتها؛ از ایرانشهر تا وحدت
نام غنیزاده ۸ سال بعد، اینبار کنار تیتر «شکستن متوسط قیمت بلیت تالار وحدت» نشست. مهر ۱۳۹۷ هنوز چند روزی از حواشی مطرحشده درباره احتمال تعیین قیمت ۲۵۰ هزار تومان برای نمایش موزیکال «بینوایان» حسین پارسایی و تکذیب او نگذشته بود که فروش بلیت نمایش «میسیسیپی نشسته میمیرد» به کارگردانی همایون غنیزاده با قیمت ۲۰۰ هزار تومان در تالار وحدت آغاز شد. نمایش «میسیسیپی نشسته میمیرد» سال ۱۳۹۵ با بلیت ۷۰ هزار تومانی در تالار وحدت روی صحنه رفته بود. بلیتهای ۲۰۰ هزار تومانی این نمایش در سال ۱۳۹۷ برای چهار روز اول اجرا در کمتر از چندساعت فروخته شد اما انتشار مطالبی با تیترهایی در انتقاد از افزایش قیمت بلیت نمایش او در رسانهها متوقف نشد.
کمی بعد کلیدواژه «تئاتر لاکچری» از توئیت سیدعباس صالحی، وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگرفته و وارد ادبیات رسانهای شد. این عبارت از آن پس، به کرات کنار نام نمایشهای موزیکال حسین پارسایی نشست. پارسایی که سال ۱۳۹۶ «الیورتوئیست» را با بلیت ۹۵ هزار تومانی در تالار وحدت روی صحنه برده بود، ۱۳۹۷ «بینوایان» را با بلیت ۱۸۵ هزار تومانی در سالن رویال هتل اسپیناس اجرا کرد. انتقادات از چنین قیمتهایی تا جایی ادامه پیدا کرد که نهایتا شهرام کرمی، مدیرکل وقت هنرهای نمایشی ناگزیر شد در گفتوگوهای متعدد از ضرورت «تدوین آییننامه و مصوبه برای کنترل نرخ بلیت تئاتر» بگوید. هرچند هر بار تاکید کرد «طبق آنچه در قانون تعریف شده این مسئولیت به عهده مرکز (ادارهکل هنرهای نمایشی بهعنوان متولی دولتی تئاتر) نیست و صنف (خانه تئاتر و انجمن صنفی تماشاخانههای خصوصی ایران) میتواند در این زمینه ورود کند.»
عدم تناسب همیشگی هزینه تولید با درآمد
اگرچه نمیتوان واقعیت تلخ «عدم تناسب همیشگی هزینه تولید تئاتر با درآمد گیشه» را نادیده گرفت اما بر غیاب صنف و خلاء ایجادشده ناشی از نبود نظامنامهای صنفی هم نمیتوان چشم پوشید. در شرایطی که سالنهای دولتی؛ مجموعه تئاتر شهر، تماشاخانه سنگلج و تالار هنر قرار است ارقام پیشنهادی خود را برای افزایش قیمت بلیتی شناور، با توجه به هزینههای تولید، به ادارهکل هنرهای نمایشی اعلام کنند مبنای قیمتگذاری بلیتِ بسیاری دیگر از آثار نمایشی نامشخص است.
در سالنهای دولتی، قیمت بلیت طبیعتا از سطحی معین بالاتر نخواهد رفت اگرچه هزینههای تولید به شکلی افسارگسیخته در حال افزایش است. در برخی از دیگر سالنها اما ظاهر افزایش قیمت بلیت پابهپای افزایش افسارگسیخته هزینههای تولید، پیش میرود. به عنوان مثال، بدیهی است که همایون غنیزاده برای بلیت یک میلیون تومانی نمایشش در «کارگاه تئاتر» یا همان خانه شخصیاش، نوید محمدزاده برای بلیت ۷۸۰ هزار تومانی نمایشش در پردیس تئاتر و موسیقی دکُر (باغ کتاب) و صابر ابر برای بلیت ۷۸۰ هزار تومانی نمایشش در تالار وحدت دلایل خود را داشته باشند اما هیچ کدام از این دلایل نمیتوانند کمکاری صنف در تدوین یک نظامنامه برای درجهبندی سالنهای تئاتر و گروههای نمایشی را، جهت تعین سقف و کف مشخص قیمت بلیت تئاتر، کتمان کنند.
شوکی که عبارت «قسطیشدن بلیت تئاتر» به تماشاگر وارد میکند
اگر روزگاری عباراتی چون «راهنمای خرید قسطی»، «بهترین فروشگاههای اینترنتی خرید قسطی»، «خرید اقساطی بدون پیشپرداخت و ضامن» و… به کار خرید اجناسی میآمد که قیمتشان از حقوق یک یا چند ماهمان بیشتر بود حالا مدتهاست که برای خرید کالاهای خُرد نیز از چنین شیوههایی استفاده میکنیم. در این میان شاید کتاب نخستین کالای فرهنگی بود که سرویسهای پرداخت اعتباری و قسطی برای آن فعال شدند. هرچند دستهبندی کتاب، به نسبت دیگر دستهبندیهای موجود در این سرویسها، به علت میانگین قیمت پایینتر و هزینه عملیاتیِ پردازش و ارسال بالاتر، برای هیچ کدام از فروشگاههای اینترنتی سودآور نبوده و نیست. دیدن عبارت «بلیت تئاتر قسطی شد» اما شوکآورتر از قسطیشدن کتاب و هر کالای فرهنگی دیگر است، حتی اگر سرویس پرداخت قسطی و سایت فروش بلیتی که در این زمینه با یکدیگر همکاری میکنند با جملاتی از این دست سعی در تلطیف آن داشته باشند: «این امکان برای این است که راحتتر برنامهریزی کنید، زودتر بلیتتان را رزرو کنید و پرداخت را در چند قسط انجام دهید…» هیچکدام از این عبارات نمیتوانند از رنجِ جیبهایی که خالیتر از همیشه شده است، حتی اندکی بکاهد و موجب فراموشی این نکته شود که: در غیاب یک نظام قیمتگذاری که مستلزم وجود شبکهای حمایتی و تشویقی برای تماشاخانههاست آنچه بیش از هر چیز به چشم میآید خلاء یک نظامبندی صنفی- نظارتی است. با وجود این خلاء خبرهایی مانند «بلیت تئاتر قسطی شد» بیش از آن که اخباری خوشحالکننده باشند، دردناکاند.
۵۹۲۴۲
نظرات کاربران