به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، برنامه تلویزیونی «از مامان بگو»، با شعار «احساسات بیپیرایه» و «روایتهای ساده»، موفق شده است در دنیای پُر از تولیدات پرزرق و برق تلویزیونی جایگاهی برای خود باز کند. برنامه تلویزیونی «از مامان بگو» که بر پیوند مادر و فرزند تمرکز دارد، نمونهای از این موفقیت است. با اتکا به سادگی و در عین حال ژرفای احساسات مادرانه، این برنامه بهطور هوشمندانه توانسته جایگاه ویژهای در رسانههای امروز پیدا کند.
در فضای رسانهای که به سرعت با تولیدات مختلف در حال گسترش است، برنامه تلویزیونی «از مامان بگو» همچون یک تولید متمایز و تأثیرگذار ظاهر شده است. این برنامه با تمرکز بر سادهترین اما عمیقترین احساس انسانی، یعنی عشق فرزند به مادر، توانسته بهطور موثر به ارتباط عاطفی مخاطبان با مفهوم مادر توجه کند. «از مامان بگو» با پرداخت به جزئیات ملموس و صادقانه از روابط مادر و فرزند، روایتهایی جذاب و تأثیرگذار خلق کرده است.
در نگاه نخست، ممکن است موضوع مادر و رابطه او با فرزند بهعنوان یک موضوع تکراری و کلیشهای به نظر برسد. با این حال، رویکرد برنامه بهگونهای است که توانسته ابعاد کمتر دیدهشدهای از این پیوند را در قاب تلویزیون به نمایش بگذارد؛ لایههایی که در سکوتها، نگاهها و دعاهای مادرانه نهفتهاند و بهطور غیرمستقیم و در بطن روایتها منتقل میشوند. این پرداخت دقیق به احساسات انسانی، فضای برنامه را از سایر تولیدات مشابه متمایز کرده است.
آیا واقعاً «از مامان بگو» در پی عمقبخشی به این روابط است، یا فقط در تلاش است تا با استفاده از جملات کلیشهای و تصاویر عاطفی، احساسات مخاطب را تحریک کند؟ این برنامه که از گفتوگوهای ساده و بیان خاطرات مادرانه بهره میبرد، بهطور مؤثر فضایی صمیمی ایجاد کرده است، آیا فقط یادآوری «عشق مادرانه» کافی است، یا باید به مشکلات واقعی که مادران با آن دست و پنجه نرم میکنند نیز پرداخته شود؟
این برنامه تنها یک شوی تلویزیونی یا گفتوگو با چهرهها نیست. «از مامان بگو» با تکیه بر خاطرات ساده و به ظاهر پیشپاافتاده، اما عمیق و ارزشمند، توانسته تصویری از عشق و وفاداری مادرانه ارائه دهد که در قالبهای نمایشی معمول نمیتوان به آن رسید. سفرهای که مادر برای فرزند خود میچیند، دعایی که در سکوت تقدیم میکند یا حتی دستبوسی سادهای در پایان برنامه، هرکدام در دل مخاطب طنینانداز میشود.
همانطور که اشاره شد؛ «از مامان بگو» در ظاهر به سادگی و بدون تظاهر بر روی سکوتها و نگاههای مادرانه تمرکز کرده است، اما در بسیاری از قسمتها بهنظر میرسد که این سادگی به تکرار افتاده و به دامی از کلیشهها و شعارهای عاطفی تبدیل میشود که حتی ممکن است برای مخاطبان با تجربهتر، خستهکننده باشد. در حالی که این برنامه در تلاش است تا جنبههای انسانی رابطه مادر و فرزند را به تصویر بکشد، آیا این «احساسات صادقانه» واقعاً به عمق رابطه میپردازد، یا فقط سطحی از آن را که برای سرگرمی و مخاطبپسندی کافی است، نشان میدهد؟
در این میان، نقش مجری برنامه، محیا اسناوندی، بهعنوان تسهیلگر روایتها، اهمیت زیادی دارد. او در موقعیتهای مختلف با سکوت و آرامش خود، فضای مناسبی برای ابراز احساسات فراهم میآورد. اما آیا این به معنای ایجاد فضای مناسب برای گفتمان واقعی است، یا صرفاً فضایی است که در آن مخاطب به تماشای داستانهایی قابل پیشبینی میپردازد؟
سیدیزدان ملکآبادی، تهیهکننده این برنامه، هدف خود را ارتقای جایگاه مادران در خانواده و جامعه معرفی کرده است. طراحی بخش «دستبوسی مادران» در این برنامه نشاندهنده حساسیت فرهنگی است که در این برنامه لحاظ شده است. این حرکت نمادین با بازخوردهای گسترده در فضای مجازی مواجه شده است، اما آیا این بازخوردها فقط ناشی از میل به تصویری از «عشق مادرانه» است که ما تمایل داریم آن را در رسانهها ببینیم؟ یا نشانهای از واقعیات پیچیدهتری است که در پس این روابط نهفتهاند؟
ناگفته نماند تولید چنین برنامهای چالشهایی بهویژه در برخورد با تابوهای فرهنگی موجود در جامعه ایران به همراه داشته است. جلب رضایت خانوادهها برای حضور در مقابل دوربین و همچنین عبور از محدودیتهای موجود در بیان احساسات، خود نشان از حساسیت بالای این پروژه دارد. برنامه با تکیه بر رویکردی نرم و صادقانه، بهویژه در بخشهایی همچون «دستبوسی مادر»، موفق شده مرزهای این تابوها را بشکند.
«از مامان بگو» در عین حال که بهطور مؤثر جایگاه مادران گذشته را به یاد میآورد، بهصورت همزمان، نقشی که مادران امروز در جامعه ایفا میکنند را نیز به نمایش میگذارد. مادرانی که فرزندشان را به تربیت صحیح نائل کردهاند یا مادران شهید و کارآفرینان موفق، نمونههایی از این توازن هستند که در این برنامه به نمایش درآمدهاند.
در این میان، برخی منتقدان به این نکته اشاره کردهاند که این برنامه تلویزیونی بهطور زیادی بر احساسات سطحی تأکید دارد و کمتر به ابعاد پیچیدهتر زندگی مادران و چالشهایی که آنان در جامعه امروز ایران با آن روبهرو هستند، پرداخته است. آیا تمرکز زیاد بر «لحظات صمیمی و ساده» باعث نمیشود که مشکلات واقعی مادران از دید رسانهها پنهان بماند؟ در حالی که جامعه ایرانی با مشکلات مختلف اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی روبهرو است، آیا لازم نیست که تلویزیون با پرداختن به این چالشها، تصویر جامعتری از واقعیتهای زندگی مادران ارائه دهد؟
این برنامه همچنین بازخوردهای زیادی از مخاطبان به همراه داشته است. مادرانی که با دیدن برنامه احساس دیدهشدن کردهاند، فرزندانی که پس از تماشا تصمیم به بهبود روابط خود با مادرانشان گرفتهاند و حتی نظرات و نقدهایی که در فضای مجازی منتشر شده، نشان از تأثیرگذاری این برنامه دارد. به گفته مجری، این تجربه شخصی به او کمک کرده است تا درک بهتری از مفهوم مادر بودن و تأثیر آن در رشد فردی و اجتماعی پیدا کند.
در نهایت، باید پرسید که آیا این برنامه موفق شده است که چیزی فراتر از یک تولید تلویزیونی پرهیجان و عاطفی باشد؟ آیا واقعاً توانسته است به تغییر درک ما از مادران و نقش آنان در جامعه کمک کند؟ یا تنها تصویری از یک «مادر ایدهآل» را به نمایش گذاشته است که در نهایت به فراموشی سپرده میشود؟
انتهای پیام/
نظرات کاربران